أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

696

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

اما جمال پاشا توانست سلطهء خود را در سوريه و لبنان استوار كرده ، به تعقيب آزاديخواهان عرب پردازد و آنان را از بين ببرد . وى دارهاى مجازاتى را در سوريه و لبنان برپا كرد و دسته دسته از رجال مبارز عرب را به آنها آويخت . « 1 » در اين وقت ، شمارى از تشكل‌هاى عربى مخفى سوريه در انديشهء ايجاد ارتباط با حسين افتادند و شمارى از آنان به نمايندگى و در قالب حج ، به مكه آمدند تا از وضعيتى كه عرب‌ها با آن روبرو بودند ، وى را آگاه سازند و تأكيد كنند كه ناسيوناليست‌هاى عرب در سوريه و عراق به دنبال يك انقلاب عربى هستند و در صورتى كه حسين حاضر باشد ، مىتوانند در خدمت او باشند . حسين اطمينانى به اين مطالب نكرد ، اما چيزى نگذشت كه فرزندش فيصل - پادشاه بعدى عراق - را براى ديدار از سوريه به آنجا فرستاد . وى در سوريه با جمال پاشا ديدارهاى فراوانى داشت و هدف خود را به نيابت از پدرش ، ايجاد ارتباط دوستانه با او عنوان مىكرد ، و نشان مىداد كه در پى راه حلى براى كاهش فشار بر آزاديخواهان عرب است ؛ در حالى كه در باطن با برخى از نمايندگان و سخنگويان جمعيت‌هاى عربى ملاقات كرده و در بازگشت به مكه ، موافقت آنان را با پذيرش حسين به عنوان سخنگوى عرب در هر نوع گفتگويى كه وى با بريتانيا داشته باشد ، براى دستيابى به شروطى كه آنان مطرح كردند ، اعلام كرد . « 2 » چنين مىنمايد كه حسين آخرين تيرى را كه مىكوشيد ارتباطش را با اتحادىها تعريف كند ، در كمان گذاشت و به آستانه پيغام داد : در صورتى كه آنان به سوريه نوعى نظام نيمه مستقل اعطا كنند ، حاضر است قبايل عربى را تحت فرماندهى فرزندانش متحد كرده در خدمت دولت قرار دهد . همزمان بايد متهمان سياسى عفو شوند ، و امارت مكه هم در اختيار فرزندان وى بماند . پاسخ اين بود : متهمانى كه در سوريه هستند ، بايد عقوبت شوند و حجاز نيز بايد مانند ديگر ممالك زير نظر مستقيم عثمانىها اداره شود . « 3 »

--> ( 1 ) . و بنگريد : الثورة العربية الكبرى ، ج 1 ، صص 60 و 83 . ( 2 ) . الملوك الهاشميون ، 35 ؛ الثورة العربية الكبرى ، ج 1 ، ص 109 . ( 3 ) . همان ، ص 110 .